☻π☺بروبڪس باحال☻π☺
خـــــــوش اومدید به وب گروهیمون ..
قالب وبلاگ


سلام سلام چطورمطورید؟خوبید..؟(توجه کردید یه مدته نیستم..حتی تک و مسیجای وقت و بی وقتم

اومدم یه اتفاقی واستون تعریف کنم  اما در ابتدا از فری و کلیه ی دوستان گلمممم که سالروز تولدم رو به ذهن داشتن تشکر ویژه میکنم ..این جریان تعریف میکنم که هم مواظب خودتون باشید و هم قدر تک تک پلک زدن هاتون بدونید..از این ماجرا فقط الهام جون خودمون خبرداره..

3شنبه 30مهر بود که صب از خواب بیدار شدم احساس کردم چشم راستم دچار کم بینایی شده تا عصر بیناییم ضعیفو ضعیف تر شد..

چهره هارو موجی میدیدم..حتی خط صاف هم منحنی میدیدم تصاویر تاریک ک ک ک..مات.. تار .. از گوشه های چشمام جرقه های سبز میدیدم..(تصور داشتم بخاطر عمل 1 ماه پیش هستش ..فری و گلی  کاملا اطلاع دارن..و شرمنده کردن تشریف آوردن.عمل سنگین بودش منم بی جنبه تقریبا 1.5روز بیهوش..سیستم بدن بشدت افت کرده)به 24ساعت نکشید که چشم چپم هم مث چشم راستم شد بیناییم دقیقا به 10%رسید..خانواده م میومدن کنارم اما  تشخیص دادنشون واسم عذاب آور بود..روز عید غدیر که دیگه هیچ ..فقط اشک..مامان وبابام بدتر از من..تک دختر باشی و دردونه ..خخخخخخ..بخصوص تو خونه عامل اغتشاش..ههه.

خودتون بهتر میدونید چشم دچار مشکل بشه کل سیستم بدن

بی استفاده ست..حتی واسه آب خوردن محتاج دیگران میشی..

رفتم متخصص گفت پرده شبکیه چشمات سوراخ شده واسه همین جرقه میبینی(بعضی افراد پرده شبکیه چشمشون نازک هستش که در اثر ضعیف شدن چشم پرده  شبکیه کشیده میشه و منجر به سوراخ شدن میشه).. اما علت از دست دادن بیناییم رو تشخیص نداد..

دارو نوشت که من نگرفتم و ترجیح دادم با چند پزشک از جمله دکتر خودم در اصفهان مشورت کنم .فورا با دکترم در اصفهان تماس گرفتم گفت هیچ دارویی استفاده نکنه اورژانسی بیاریدش اینجا..

خلاصه ..

همون شب چمدون بستیم وبعد اذان صبح راه افتادیم..غروب رسیدیم بلافاصله رفتیم مطب.. از این مطب به اون مطب..بعدکلی آزمایش و عکس و سونو تشخیص دادن:

1.در اثر ورود به محلی که آلوده به ویروس بوده یا برخورد دست آلوده ی من به چشمم ویا ..نوعی ویروس به چشمم منتقل شده که منجر به تشکیل کیست در انتهای هر دو چشم شده با تشکیل کیست پرده های چشمم متورم شده و بیناییم رو به 10%رسونده..که دارو تجویز شد بمدت 80روز..متاسفانه عوارض شدید وخطرناکی داره که واستون میگم :

به محض معاینه مجدد دکتر گفت حواست باشه چاق نشی..حس کرده بودم خوش خوراک شدم..غافل از اینکه داروها بشدت اشتها آور هستش..لرزش دست نسبتا شدیدی پیدا کردم..تپش قلب..بهمراه استرس..صورتم جوش های قرمز و ریز ریزی زده..تا زمان اتمام داروها این علایم منو همراهی میکنن

2.همونطور که گفتم تشخیص سوراخ پرده شبکیه درست بود اما تا زمانی که پرده های چشم متورم باشه از لیزر خبری نیس..1هفته ی پیش 16آبان  مجددا معاینه شدم تورم 90%بهتر شده بود..لیزر کردم ..سرپایی بود اما خیلی درد داشت..خداروشکر فعلا به خیر گذشت و 80%بیناییم برگشته..روز اول که متوجه شدم دارم میبینم از ذوق بغض کردم ..از اولین منظره ای که دیدم عکس گرفتم که در ادامه پست واستون میذارم..تصور کن دور از جون همگی نتونی کسی یا چیزی که آرامش زندگیته ببینی..از زنده بودن سیر میشی بخدا..حالاببین من چی کشیدم..چه جیزا که ندیدم با این چشمام..اما الان خداروشکر خیلی خوشحال بیدم..3هفته از درس و مشق دور بودم..(فقط خواجه حافظ شیرازی منو نذر نکرده بود..از کادر دانشگاه تا اااااااا فک و فاغمیل .دوست آشنا..ههه)

24ساعت نشد که بیناییم از دست دادم اما الان 20 روزه دارو استفاده می کنم 60روزدیگه مونده..اما تازه به 80%از بیناییم نسبت به قبل این جریان رسیدم..همه میگن بموقع بهت رسیدن

و اما هشدار من به شما دوستای گلمممممم..اولا خانم ها لطفا لوازم آزایشی چشمی  خودتون و یا دیگری رو مشترکا استفاده نکنید..شاید لوازم آلوده به ویروس  باشن که بی اطلاع باشید و روی سیستم بدن شما تاثیر بذاره..بطور کلی هر وقت از بیرون میاید منزل حتما دست و صورتتون خوب شستشو بدید..در بیرون از منزل که هستید به هیچ عنوان با دست چشم هاتون رو مالش ندید..احتمال آلوده شدن چشم زیاده..

خب دیگه برم سرکارم زیادی حرف زدم..bye

ادامه مطلب=عکس

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: هر چی دلمون خواست،
[ شنبه 25 آبان 1392 ] [ 23:33 ] [ آسیه {خواهر} ] [ نظرات ]
امروز تولد خواهر اسیه ست ....
( از آونجاییی كه محرم هستش ، از شلوغ كردن معذوریم ) .... ولی ما كه یه خواهر اسیه بیشتر نداریم پس خدایـــــــــــــــــــــــــا یه این بار رو به خاطره تولد اسیه ما رو ببخشش .....
دســــت دـــــــت ( لطفا دو انگشتی دست بزنید ..... )  

هوووووووووووووووووووووورا

هووووووووووووووووووووووووووووووووووووووورا

امروز روزیست که باغ جهان خرسند است چون در این روز شكوفه ای شکفت

سال روز شکفتنت مبارک

.

.


.

.

.

لمس بودنت مبارك 





طبقه بندی: هر چی دلمون خواست، زنگ تفریح،
[ شنبه 18 آبان 1392 ] [ 00:00 ] [ farzane {soOoti gir } ] [ نظرات ]

سلام..

فکر کنم از 1 مهر تا الان پست نذاشتم.. بیشتر هفته کلاس دارم و وقتی هم از دانشگاه میام یه نگاهی به درس ها میندازم و بعدشم از خستگی بی هوش میشم.

این هفته رو خیلی خوب شروع کردم چون اول هفته دوستِ گلم فرزانه رو دیدم,, اگه اشتباه نکنم از 20 شهریور که تولد فرزانه بود دیگه همدیگه رو ندیدیم

جای همگی خالی ... هیچی مثل دیدن یه دوستِ قدیمی آدم رو خوشحال نمیکنه...

راستی از دیروز هم که وارد ماه محرم شدیم..این ایام رو به همه تسلیت میگم..

الهام هم که شرمنده کرد پست گذاشت بابا بازم از این کارا انجام بده.. الهام نگفتی پریسا با کی عقد کرد شیطون؟؟؟ ایشالا خوشبخت بشه مثل خودت


امروز  به وبلاگ باران سرخ(عرفان) که سر زدم از یه مطلب خیلی خوشم اومد:

همیشه که نباید روزای سخت یاد خدا کنیم

گاهی وقتا همه چیز مرتبه

وقتی اونی که باید باشه هست

باید ازش تشکر کنی.........


البته به نظر من چه همه چیز مرتب باشه چه نباشه چه اونی که میخوای باشه چه نباشه باید از خدا تشکر کنی..

خدا جونم متشکرم که هستی...

همه ی چیزهایی که بهم دادی نعمتِ و همه چیزایی که ازم گرفتی حکمتی داشته

خدا جونم دوست داررررم......



طبقه بندی: هر چی دلمون خواست،
[ سه شنبه 14 آبان 1392 ] [ 14:41 ] [ گلشن {گلی} ] [ نظرات ]


ای عشق!

دستی به کرم به شانه ی ما نزدی

بالی به هوای دانه ی ما نزدی

دیر است دلم چشم به راهت دارد

ای عشق ، سری به خانه ی ما نزدی...

"قیصر امین پور"

 




طبقه بندی: زنگ تفریح، هر چی دلمون خواست،
[ سه شنبه 14 آبان 1392 ] [ 00:00 ] [ farzane {soOoti gir } ] [ نظرات ]

دل داده ام بر باد،بر هر چه باداباد

مجنون تر از لیلی،شیرین تر از فرهاد

ای عشق از آتش اصل و نسب داری

از تیره ی دودی،از دودمان باد

آب از تو طوفان شد،خاک از تو خاکستر

از بوی تو آتش،در جان باد افتاد

هر قصر بی شیرین،چون بیستون ویران

هر کوه بی فرهاد کاهی به دست به باد

هفتاد پشت ما از نسل غم بودند

ارث پدر مارا، اندوه مادر زاد

از خاک ما در باد بوی تو می آید

تنها تو می مانی،ما میرویم از یاد

"قیصرامین پور"




طبقه بندی: هر چی دلمون خواست، زنگ تفریح،
[ پنجشنبه 9 آبان 1392 ] [ 00:00 ] [ farzane {soOoti gir } ] [ نظرات ]
اینا چقد تغییر کرده ....

فوشتان دهم رفیقان ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

3 تا خبر دارم میگمو میرمممممممممممم


1- پریسا ص ( رفیق فابریکم ) عقد کررررررررررررررردددددد ، همه با هم : لی لی لی لی لی لی لی لی

میشناسینشم .... نمیگمممممممممم ... اول دعا کنید نت دار شم بعد

بفهمین شوکه میشین .....



2-الهه هم رفت بروجرد ......... ............ دلمان تنگیده



3- دارین خاله میشیییییییییییین

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
..
.
.
.
.

..
.
.
.



...


..
.
.
.


الکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی


دم فری و آسی و گلی هم جییییییززززززززز .... وب تنها نذاشتین



[ سه شنبه 7 آبان 1392 ] [ 19:06 ] [ الهام {پارازیت} ] [ نظرات ]
مردن چقدر حوصله میخواهد
بی آنکه در سراسر عمرت
یک روز یک نفس بی حس مرگ زیسته باشی
امضای تازه من دیگر امضای روزهای دبستان نیست
ای کاش آن نام را دوباره پیدا کنم
ای کاش آن کوچه را دوباره ببینم
آنجا که ناگهان نام کوچکم از دستم افتاد
 و لای خاطره ها گم شد
آنجا که یک کودک غریبه
 با چشم های کودکی من نشسته است
از دور لبخند او چقدر شبیه لبخند من است
آه ای شباهت دور!
ای چشمهای مغرور!
این روزها که جرات دیوانگی کم است
بگذار باز هم به تو برگردم
بگذار دست کم گاهی خواب تو را ببینم
بگذار در خیال تو باشم
بگذار...

 بگذریم ...
این روزها خیلی دلم برای گریه تنگ است

 
قیصر امین پور



طبقه بندی: هر چی دلمون خواست، زنگ تفریح،
[ سه شنبه 7 آبان 1392 ] [ 00:00 ] [ farzane {soOoti gir } ] [ نظرات ]

اما
   با این همه
تقصیر من نبود
                  که با این همه...
با این همه امید قبولی
در امتحان سادهْ تو رد شدم

اصلاً نه تو ، نه من!
تقصیر هیچ کس نیست

از خوبی تو بود
               که من
                        بد شدم!


[ یکشنبه 5 آبان 1392 ] [ 10:59 ] [ farzane {soOoti gir } ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

بہ نام خدا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ

"ن، سوگند به قلم،
و آنچه را با قلم می‏نویسند"
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام.ما همڪلاسے ها این وب رو ساختیم تا خاطرات تلخ و شیرین این3,4سال دبیرستان رو ڪہ با هم گذراندیم رو در این وب بذاریم و وقتیڪہ از هم دور شدیم و دلمون واسہ همدیگہ تنگولید با خوندن خاطرات گذشتمون دوباره خاطراتمون رو مرور ڪنیم!ما همڪلاسے ها ڪلاس چہارم دبیرستان,رشتہ ریاضے هستیم و در استان خوزستان زندگے میڪنیم! ( کہ الآن هر کدوم از ما دانشجو شده .. )
امیدوارم شما دوست عزیز از خاطراتمون خوشتون بیاد!
بروبڪس باحال ورود شما رو خوش آمد میگیم!قدم رنجہ فرمودید!

راستی نظر یادتون نره!
نظر سنجی
كدوم موضوع از مطالب وبمون رو بیشتر دوست دارین?






صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
☻π☺بروبڪس باحال☻π☺


 کوله پشتی STREET GROUP

كد موسیقی برای وبلاگ

تصاویر زیباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

تصاویر زیباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

تصاویر زیباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

تصاویر زیباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

تصاویر زیباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

تصاویر زیباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

تصاویر زیباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

تصاویر زیباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

تصاویر زیباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

تصاویر زیباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

تصاویر زیباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

تصاویر زیباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

تصاویر زیباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

تصاویر زیباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

تصاویر زیباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو